ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

287

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

را به دشمن برسانيد ! » و افسران نيز كه مانند آنها به هيجان آمده بودند مدام به آنها اجازهء پيشروى مىدادند . « فقط در اثر عدم آشنائى ما با جاده‌هاى اين دشت پهناور كه تاريكى شب را نيز بدان بايد افزود سرانجام انگليسيها قادر شدند كه با به كار زدن يك حيلهء جنگى در مورد نقل و انتقالاتشان ما را بفريبند . ناگهان همهء توپهاى خود را شليك كردند و در همين حال قواى سبك ما را حسابى زير آتش تفنگهاى خود گرفتند . درحالىكه اين قوا اندكى عقب نشست آنها بدون اينكه ما ملتفت شويم جهت حركت خود را تغيير دادند . براى اينكه باز آنها را بيابيم چند گلولهء توپ خالى كرديم . آن‌طور كه بعدها فهميديم اين گلوله‌ها در ستونهاى نيروى آنان زيانهاى سخت وارد كرد ؛ اما از ترس اين كه مبادا موقع و محل خود را بروز بدهند به اين آتش جواب ندادند به صورتى كه فرمانده ما تصور كرد گلوله‌ها به دشمن اصابت نكرده و بدين دليل دستور داد آن شب را در انتظار بمانيم . « به هنگام دميدن صبح با كمال حيرت دريافتيم كه دشمن در دو هزار قدمى ما قرار دارد . پياده‌نظام انگليسى پشت سه تپه آن طرف‌تر در گودى دشت قرار گرفته بود و در طرف راست آن در يك نخلستان يك هزار و دويست نفر سوار موضع گرفته بودند . از فضاى بين تپه‌ها با هجده توپ كاليبر بزرگ دفاع مىكردند . آرايش سپاه آنان بسيار خوب بود درحالىكه ما در دشتى بدون حفاظ قرار داشتيم . با وجود اين همه ، ديدار خصم در سربازان ما از سر نو ايجاد پرخاشگرى و حس تهاجم كرد . حدود پانصد تن از سربازان شيرازى ، قشقائى و عرب بدون اينكه منتظر دستور فرمانده خود باشند به نزديكترين تپه حمله‌ور شدند و در آنجا با گشودن آتش به روى پياده نظام انگليسى جنگ را آغاز كردند . اين حمله‌هاى اوليه هرچند با رشادت و دلاورى بسيار انجام شد به نقشهء جنگ فرمانده ما صدمه زد زيرا وى در يك لحظه خود را ناگزير ديد به جنگ با حريفى دست بزند كه بسيار از وى نيرومندتر بود و علاوه بر آن بسيار خوب موضع گرفته بود . براى آنكه حمله‌كنندگان در دامنهء تپه گرفتار و مستأصل نشوند وى مجبور بود نيروهاى ديگر مركب از پانصد سرباز از فوج خاصه و پانصد سرباز ديگر از فوج چهارم را به آنجا بفرستد . فوج قره‌گوزلو از همدان دستور گرفت كه بيشتر در طرف چپ قرار بگيرد تا به عنوان ذخيره به كار رود و در عين حال به هنگام ضرورت بتواند وظيفهء جناح را انجام دهد . « انگليسيها از قواى ما كه بدوا حمله‌ور شده بود با آتش وحشتناكى پذيرائى كردند و از آنان تلفات بسيار گرفتند ، مع هذا اين نيرو بدون وقفه پيش مىرفت . تقريبا ديگر شيرازيها به پاى تپه رسيده بودند كه دو توپ با برد كم پشت سرشان به شليك آغاز كرد و در همان حال هم سربازان سوار انگليسى به سرعت از چپ و راست وارد كارزار شدند و ضمن آنكه راه رسيدن كمك را به ايرانيان قطع كرده بودند آنان را از دم تيغ گذراندند .